فرنامه

به همراه داستانها، چندین بار زندگی کنید!

با این روش‌ها، نظم و انضباط فردی داشته باشید

با این روش‌ها، نظم و انضباط فردی داشته باشید

با این روش‌ها، نظم و انضباط فردی داشته باشید

با این روش‌ها، نظم و انضباط فردی داشته باشید

نوشته‌ی ایگنا استاسیولیونیته Inga Stasiulionyte

ترجمه‌ی فرشاد قدیری

 

بسیاری از من می‌پرسند که چطور می‌توانم تا این حد منظم باشم و همیشه فرمان زندگی‌ام را در دست داشته باشم! به گمان آنها من زندگی سختی دارم زیرا همیشه باید بطور سختگیرانه‌ای از برنامه‌هایم پیروی کرده و دیگر جایی برای تفریح ندارم!

زمانی من ورزشکاری بودم که در المپیک شرکت داشت و از همان زمان یاد گرفتم که باید کارم، تفریحم هم باشد. حالا هم یک مربی آنلاین هستم که یک سایت مشهور در زمینه‌ی کمک به افراد برای رسیدن به اهداف‌شان را پایه‌ریزی کرده‌ام.

شاد بودن، همین الآن! (کلیک کنید.)

 

اما مردم در مورد من اشتباه می‌کنند! من برای تفریح به خودم مرخصی نمی‌دهم، بلکه کارم همان چیزی است که از آن لذت می‌برم! شرکت در بازی‌های المپیک به من یاد داد که برای داشتنِ یک زندگی و کار لذت‌بخش، باید مهارت‌هایی را فرا گرفت. من از چالش‌های سختی که باید با آنها دست و پنجه نرم کنم، ترسی ندارم زیرا این چالش‌ها در واقع فرصت‌هایی هستند که مرا به اهدافم نزدیکتر می‌کنند.

برای آنکه در المپیک پکن شرکت کنم، شبانه‌روز تلاش کردم و آموزش دیدم. زندگی من جدا از زندگیِ دیگر ورزشکاران المپیکی نبود؛ بیشتر آنها مجبورند تا هم کار کرده و هم درزش کنند، به عبارت بهتر خرج‌شان را خودشان درمی‌آورند. اما در عین حال، همه‌ی آنها رویایی در سر دارند که هدف از زندگی را برای‌شان تعریف می‌کند. آنها تمام ظرفیت‌شان را بکار می‌گیرند تا بر محدودیت‌ها چیره شده و از یک زندگیِ هدفمند لذت ببرند.

چنین ورزشکارانی بخوبی می‌دانند که نظم و انضباط فردی به چه معنا است! دقیقاً به این معنی است که باید فرمان زندگی‌تان در دست خودتان باشد! این تنها راهی است که شما را به هر آنچه می‌خواهید می‌رساند.

خوب، این نظم و انضباط فردی را چطور باید ایجاد نمود؟ با ایجاد یک برنامه‌ی خودکار در ذهن مبارک! یک قانون هم بیشتر ندارد: هر کاری لازم است انجام دهید تا به هدف‌تان برسید! همان چیزی که به آن ”تعهد“ می‌گویند.

اما معمولاً در میان افرادی که حتی نمی‌دانند نظم و انضباط و وقت‌شناسی و دقیق بودن یعنی چه، منظم بودن کارِ بسیار دشواری است. بیشتر اوقات ما فقط دل‌مان می‌خواهد تا احساس خوبی داشته باشیم، بنابراین به دنبال لذت‌های موقتی هستیم؛ یک اتومبیل جدید، یک مسافرت کوتاه و یا یک همدم تازه که می‌دانیم عشق سرش نمی‌شود! بدین ترتیب دیگر حوصله‌ی ایجاد اهداف بلندمدت را نداریم! از این رو دچار راحت‌طلبی شده و درجا می‌زنیم تا شاید روزگار زندگی‌مان را دچار تحول نموده و شادابی و کامیابی را برای‌مان به ارمغان آورد!

که معمولاً چنین اتفاقی هم نمی‌اُفتد!

نظم و انضباط فردی به معنی درک این تفاوت است: یا شما فرمان زندگی‌تان را برای آینده به دست می‌گیرید، و یا روزگار سرنوشت شما را رقم می‌زند!

نظم و انضباط فردی به معنی احساس آزادگی و شادابی است. با این مَنِش رفتاری می‌توانید به کاری بپردازید که دل‌تان می‌خواهد زیرا شما مطمئن هستید که می‌توانید هر آنچه را که لازم است یاد بگیرید تا به رویاهای‌تان دست پیدا نمایید، رویاهایی که دست از سرِ مغز و روح شما برنمی‌دارند و اگر آنها را کنار بگذارید، حسرت‌شان بر دل‌تان خواهد ماند.

نظم و انضباط فردی شما را بر اندیشه‌های‌تان چیره می‌کند و این توانایی را به شما می‌دهد که افکارتان را خودتان انتخاب کنید! شما می‌توانید تحت هر شرایطی، همچنان شاداب زندگی نموده و عواطف مثبت را در خودتان پرورش دهید. با همین نظم و انضباط فردی، همیشه نیمه‌ی پر لیوان را خواهید دید و تحت هر اوضاعی، نکات مثبت را در ذهن‌تان ثبت می‌کنید. منش‌های فردی می‌توانند خودباروی یا همان اعتماد به نفس را در شما تقویت نمایند و توانایی لذت بردن از زندگی را هر چه عمیق‌تر در وجودتان نهادینه کنند.

حالا دیگر شما دارای یک زندگیِ بامعنی هستید!

هر کسی می‌تواند نظم و انضباط فردی را در خودش ایجاد کند. این کار، خودش یک مهارت است و البته چندان هم کار پیچیده‌ای نیست. فقط باید کمی به خودتان آموزش دهید!

 

بفرمایید:

 

1. اهداف بزرگی را برای زندگی‌تان تعیین کنید.

وقتی برای زندگی‌تان اهداف بزرگی را تعیین می‌کنید، احساس بزرگ‌منشی ویژه‌ای را در خودتان برپا می‌نمایید. هر چه وقت بیشتری را صرف یک هدف بزرگ کنید، کمتر امکان دارد که درجا بزنید. وقتی برای هدف‌تان کُلی عرق ریخته و وقت صرف کرده باشید، و بقول معروف: پوست‌تان کَنده شده باشد(دور از جان!)، حالا دیگر اگر درجا بزنید، احساس می‌کنید که آنهمه تلاش برای هیچ و پوچ بوده است! هر چه هدف‌تان بزرگتر باشد، در واقع سرمایه‌گذاری بزرگتری بر روی خودتان و زندگی‌تان کرده‌اید.

شاد بودن، همین الآن! (کلیک کنید.)

 

2. اهداف روشن و دقیقی داشته باشید.

بطور دقیق و با جزئیات کامل روشن کنید که منظورتان از ”هدف“ چیست و قرار است برای دستیابی به آن چکار کنید. برای مثال اگر می‌خواهید بدن سالم‌تری داشته باشید، آیا هر روز برای دویدن از خانه بیرون می‌روید؟ چه ساعتی برای دویدن آماده خواهید بود؟ چند دقیقه قرار است بدوید؟ آیا از خوراکی‌های سالم مصرف خواهید نمود؟ اگر اهداف شما با تمام جزئیاتش مشخص نشده باشد، شما اصلاً نمی‌دانید که برای دستیابی به چنین هدفی باید چکار کنید. بنابراین تنها در حد یک آرزو باقی می‌ماند.

 

3. هر روز شما مهم است.

آیا وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید، از پیش مشخص کرده‌اید که قرار است روز شما صرف چه کارهایی شود؟ هر هدفی، هر اولویتی، و هر برنامه‌ای که برای خود معین کرده‌اید باید انجام شود؛ این همان کاری است که مرگ یا زندگی رویاهای شما را تعیین می‌نماید! ورزشکاران می‌دانند که اگر تنها یک روز از برنامه‌های تمرینی خود را از دست بدهند، دیگر امکان ندارد بتوانند از حریف‌شان جلو بی‌اُفتند. در حالیکه هنوز سه ماه به مسابقات مانده است، اگر تنها یک جلسه‌ی تمرینی را از دست بدهید، بهتر است که دیگر فاتحه‌ی مدال طلا را بخوانید! کافی است که تنها یکی از گام‌های مشخص شده در تمرینات را از دست بدهید، یا فقط کمی از نظم و انضباط فردی منحرف شوید، کارِ ورزشِ حرفه‌ای شما همانجا تمام است!

 

4. با برنامه‌تان جرّ و بحث نکنید!

برای برنده شدن در یک رشته‌ی ورزشی، هر جلسه دارای اهمیت بالایی است و هیچ یک از جلسات تمرینی مهمتر از دیگری نیست. هر هدف دیگری هم که در زندگی داشته باشید، به همین شکل است. وقتی برنامه‌ای را شروع کردید، دیگر بهانه آوردن حماقت به شمار می‌رود. به برنامه‌تان شک نکنید، وقت را تلف ننمایید، به عقب چشم ندوزید، فقط هر روزتان را سخت تلاش کنید تا به رویاهای‌تان دست یابید، با تمام قوا!

شاد بودن، همین الآن! (کلیک کنید.)

 

5. یک ذهن هدفمند تربیت کنید.

آسمان به زمین بیاید، زمین به آسمان برود، تمام دنیا را زامبی بردارد(!)، من باید امروز این کار را بکنم! مهم نیست چه موانعی سرِ شما قرار می‌گیرند، اگر لازم است خودتان را خفه کنید(امیدوارم صد سال صحیح و سالم زنده باشید!)، اما نگذارید برنامه‌ی شما طبق زمان‌بندی آن پیش نرود. استرس خوب داریم و استرس بد! شما باید مطمئن شوید که همیشه تحت استرس خوب دارید کارتان را انجام می‌دهید. شاید احساس کنید که ماری دارد در شکم مبارک‌تان لول می‌خورد، باز هم باید آدرنالین لازم برای هیجانِ پیشرفت در کار را در بدن‌تان تولید کنید!

 

6. یک برنامه‌ی منظم داشته باشید.

چنان برنامه‌ی منظمی داشته باشید که بخشی از خصلت شما شود. برای مثال تمام ورزشکاران می‌دانند که چه ساعتی و چند ساعت باید تمرین کنند، چه ساعتی ناهار نوش‌جان کنند، شما در چه ساعتی است، و چه وقت و به چه مدتی باید استراحت نمایند. آنها می‌دانند که چند دقیقه برای گرم شدن وقت دارند، چند ساعت باید تمرین کنند، و چند دقیقه باید بدن‌شان را دوباره سرد کرده و سپس خودشان را بازیابی (Recovery) نمایند. با دنبال کردنِ همین برنامه‌ی روزانه، این تمرینات بخشی از خصلت آنها می‌شود. این نظم و انضباط فردی، از آنها یک ابرورزشکار می‌سازد که همیشه برای حریفان‌شان خطرناکند! برای خود یک برنامه‌ی روزانه داشته باشید و تا وقتی که بخشی از خصلت و ذات شما نشده است، آن را ادامه دهید، تا وقتی که دیگر بدون آن نتوانید زندگی کنید! تا وقتی که آماده‌ی کامیابی شوید.

شاد بودن، همین الآن! (کلیک کنید.)

 

7. تعهد

نظم و انضباط فردی مرا مادرم در من ایجاد کرد. وقتی از او پرسیدم که آیا وارد دنیای هنر شوم و یا والیبال را انتخاب کنم، او گفت: «حواست باشه که داری وقتت رو کجا صرف می‌کنی، چون دیگه زمان به عقب برنمی‌گرده. دیگه نمی‌تونی به این راحتی کنار بکشی، باید تا آخرش وایسی و کارت رو درست انجام بدی.»

بخاطر همین حرف مادرم، واقعاً نگاه کردم تا ببینم در کدام رشته می‌توانم تا آخر به پایش بایستم. و وقتی مطمئن شدم، والیبال را انتخاب کردم. هر روزم را در این فکر بودم که چطور می‌توانم بازی بهتری ارائه دهم و سپس به استعداد خودم در ورزش بیشتر پی بردم و وارد ورزش پرتاب نیزیه شدم. این همان احساسی بود که در من ”تعهد“ ایجاد می‌کرد، تعهدی که باعث می شد تا پشتکار قدرتمندی داشته باشم.

 

8. روند تغییرات را دنبال کنید.

بدن و ذهن شما هر کاری می‌کنند تا از تغییر جلوگیری نمایند! باید حواس‌تان باشد که تنبلی و بی‌نظمی یکی از احساسات طبیعی ما است اما باید قدرت جنگیدن با آن را هم داشته باشیم! از افکارتان شروع کنید. وقتی می‌خواهید تغییری در زندگی‌تان ایجاد نمایید، زمین و زمان در برابر تغییرات مقاومت می‌کنند تا ببینند شما تا چه حد در تصمیم خود جدی هستید. روزی که تصمیم می‌گیرید که رژیم‌تان را شروع کنید، خاله‌تان یک کیک را به خانه‌ی شما آورده و یک قطعه‌ی بزرگش را هم جلوی شما می‌گذارد! اگر هم بگویید که رژیم دارید، از دست‌تان ناراحت شده و حتی مادر جان هم به شما چشم‌غُرّه می‌رود!

درست روزی که تصمیم می‌گیرید تا دیگر مؤدب باشید و آدم متشخصی شوید، یک راننده‌ی بی‌ملاحظه روی شما می‌پیچد و شما با عصبانیت تمام یک فحش آبدار حواله‌اش می‌کنید!

همان روزی که تصمیم دارید تا اهل سختکوشی شده و آدم کارآفرینی شوید، یکی از دوستان افتضاح قدیمی‌تان با شما تماس گرفته و به یک پارتی مبتذل دعوت‌تان می‌کند!

شما تا چه حد در تصمیم‌تان جدی هستید؟!

 

9. سرورِ احساسات‌تان شوید.

یکی از سخت‌ترین چالش‌های روزگار این است که به مرور دوباره به سرِ جای اول‌تان برنگشته و حتی تحت شرایط بد هم شاداب باقی بمانید. چنین کاری به تلاش مداوم نیاز دارد و باید دائم با راحت‌طلبی ذاتی‌تان در مبارزه باشید و لذت‌های زودگذر را کنار بگذارید. برای این کارباید خود را از اندیشه‌هایتان جدا کرده و در مقام بالاتر قرار دهید. اجازه ندهید احساساتی که جلوی شما را می‌گیرند، باعث خستگی و درماندگی‌تان می‌شوند، تنبلی را بر شما چیره می‌سازند و یا شما را از خودتان نااُمید می‌گردانند، مغزتان را تسخیر کنند. هرگز احساساتی مانند استرس و یا تنها بودن در مقابل مُشکلات را وارد مغزتان نکنید! نظم و انضباط فردی بطور مستقیم به جنگ چنین احساساتی می‌رود. یادتان باشد که این شما هستید که باید احساسات و افکارتان را انتخاب کنید.

 

10. در مقابل افکارتان مقاومت نمایید.

همه عاشق تنبلی هستند، حتی کسانی که الگوهای موفقیت به شمار می‌روند! تمام ورزشکارانی که رکوردهای شگفت‌انگیزی از خود بجا گذاشتند، تمام هنرمندانی که آثار چشمگیری را به دنیا هدیه نمودند، تمام افرادی که مغز اقتصادی جهان شناخته می‌شوند، همگی عاشق یک دقیقه تنبلی و راحت‌طلبی هستند! اما در واقع نام آن تنبلی نیست؛ گاهی انگیزه انگیزه را از دست می‌دهیم و گاهی هم مغز ما می‌خواهد انرژی خودش را بازیابی کند. هر حرکتی انرژی مصرف می‌نماید و مغز هم به تمام بدن این پیام را ارسال می‌کند که این کار سخت است و اگر شکست بخورید، می‌تواند فاجعه‌بار باشد! زیرا مغز می‌خواهد تا جای ممکن انرژی مصرف نکند!

اما می‌توانید سرِ مغز مبارک‌تان را کلاه بگذارید! تصور کنید که بدن شما یک دستگاه زیبا و قدرتمند است که شما آن را وادار به کار می‌کنید؛ انگار که راننده‌ی یک اتومبیل شیک و گرانقیمت هستید. خودتان را از بدن‌تان جدا در نظر بگیرید. طوری با بدن‌تان بازی کنید که انگار یک بازی رایانه‌ای است. این شما هستید که به بدن‌تان دستور می‌دهید تا کاری را انجام دهد.

 

11. از چالش‌های سخت لذت ببرید.

چالش‌های سخت ارزشِ حل کردن را دارند، وگرنه آسان‌ها را همه روی‌شان رد می‌شوند!

توجهِ خود را بر روی روند کار متمرکز کرده و تلاش کنید تا کار را سریع‌تر و بهتر انجام دهید. سرعت در کار بسیار مهم است؛ شما باید برای انجام هر چالشی، برای خودتان زمان تعیین نمایید.

بسیاری از افراد خیلی زود درجا می‌زنند. کامیابی تنها به یک خصلت نیاز دارد؛ پشتکار. نظم و انضباط فردی نیز شما را به سوی موفقیت هدایت می‌کند. همیشه هدف‌تان را به خودتان یادآوری کنید. هر چقدر در کاری مهارت پیدا نمایید و از ظرفیت‌هایتان بیشتر استفاده کنید، کار برای‌تان لذت‌بخش‌تر می‌شود و با هر گام به سوی موفقیت، احساس تشنگیِ بیشتری برای کامیابی‌های بعدی خواهید داشت.

پیشرفتِ شخصی، به راستی داروی شگفت‌انگیزی است!

 

کامیاب و شادکام باشید.

شاد بودن، همین الآن! (کلیک کنید.)

گزارش مشکل

انتشار: 18 شهریور، 1398    /    بازدید: 4